محمد باقر شريعتى سبزوارى

109

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

[ كثرت ماهوى و يا ذاتى ] تاكنون چند جهت از جهاتى كه منشأ تكثر ادراكات مىشوند بيان شد ، ولى هيچ‌يك از آن‌ها مربوط به كثرتى كه از ناحيهء تكثر و اختلافات خود معلومات و اعيان خارجيه ناشى مىشود نبود . توضيح اين‌كه همان طورى كه ما از لحاظ كليت و جزئيت و از لحاظ بساطت و تركب و از لحاظ حقيقت و اعتبار در ميان ادراكات خود اختلاف و تكثر مشاهده مىكنيم يك نوع تكثر و اختلاف ديگرى نيز ، كه وابسته به اختلاف و تكثر واقعيت‌هاى عينى خارجى است ، در ميان ادراكات و تصورات خود مشاهده مىكنيم ؛ مثلًا ما تصورى از آب و تصورى از هوا و تصورى از انسان و تصورى از سفيدى و تصورى از شكل و تصورى از مقدار و تصورات زياد ديگرى از غير اين‌ها داريم و براى ما مفهوم آب غير از مفهوم هوا و هر يك از اين دو غير از مفهوم انسان و هر يك از اين سه غير از مفهوم سفيدى و هر يك از اين چهار غير از مفهوم شكل است و هم‌چنين . . . و هرگز نمىتوانيم بپذيريم كه اين تصورات عين يك‌ديگرند و بالضروره مىدانيم كه با هم اختلاف دارند . اين اختلافات از ناحيهء اختلافاتى كه در خود واقعيت‌هاى خارجى هست ناشى شده ؛ يعنى چون واقعيت‌هاى آب و هوا و انسان و سفيدى و شكل و مقدار با يك‌ديگر اختلاف دارند تصورات ما دربارهء آن‌ها مختلف شده است . پس يك نوع تكثر ادراكى ديگر از لحاظ تكثر معلومات و واقعيت‌هاى عينى داريم . اين نوع از تكثر از لحاظ دخالت در توسعه و افزايش تصورات ، عمده‌ترين تكثرات است ، ولى از آن‌جايى كه اين نوع از تكثر بر خلاف ساير اقسام آن ، كه قبلًا بيان شد ، اولًا و بالذات مربوط به واقعيت‌هاى خارجى است و بالتبع مربوط به ادراكات وتصورات است از موضوع بحث اين مقاله خارج است . و هم‌چنان‌كه در مقدّمهء اين مقاله گفتيم موضوع بحث اين مقاله آن تكثرهايى است كه بالذات مربوط به خود ادراكات است و آن كثرت‌ها يك سلسله مفاهيمى است كه عامل اصلى آن‌هافعاليت خود ذهن است ؛ از قبيل كثرت‌هايى كه از راه حقيقت و اعتبار يا از راه بساطت و تركب يا از راه كليت و جزئيت پيدا مىشود ، و اما آن كثرتى كه از ناحيهء معلومات خارجيه است از جنبهء انفعالى ذهن سرچشمه مىگيرد و بالذات